می دونم!
- می دونم که یک نفر هست زیر این گنبد سنگی
- که میاد رو آسمونم می کشه یه قوس رنگی
- اون که از تبار دریا،اون که از نسل ستاره ست
- وقتی باشه هر دقیقه یک تولد دوباره ست
- اون که آینه ی اتاقم از حضورش بی نصیبه
- توی آینه من نشستم،اما من با من غریبه
- یکی باید اینجا باشه که من و بدزده از من
- با من از خودم خودی تر،بین تن باشه و پیرهن
- یکی باید اینجا باشه که شب رو کم کنه از روز
- روز تازه ای بیاره جای این روز غزلسوز
- یکی باید اینجا باشه اون که مثل کسی نیست
- وقت سر دادن آواز،مثل اون هم نفسی نیست

_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _
در منی و این همه زمن جدا
با منی دیده ات به سوی غیر
بهر من نمانده راه گفتگو
تونشسته گرم گفتگوی غیر
غرق غم دلم به سینه می تپد
با تو بیقرار و بی تو بیقرار
وای از آن دمی که بی خبر زمن
برکشی تو رخت خویش از این دیار
سایه ی توام به هر کجا روی
سر نهاده ام به زیر پای تو
چون تو در جهان نجسته ام هنوز
تا که برگزینمش به جای تو
شادی و غم منی به حیرتم
خواهم از تو....در تو آورم پناه
موج وحشیم که بی خبر زخویش
گشته ام اسیر جذبه های ماه
گفتی از تو بگسلم....دریغ و درد
رشته ی وفا مگر گسستنی ست؟
بگسلم ز خویش و از تو نگسلم
عهد عاشقان مگر شکستنی ست؟
دیدمت شبی به خواب وسرخوشم
وه....مگر به خواب ها ببینمت
غنچه نیستی که مست اشتیاق
خیزم وز شاخه بچینمت
شعله می کشد به ظلمت شبم
آتش کبود دیدگان تو
ره مبند....بلکه ره برم به شوق
در سراچه ی غم نهان تو
فروغ

_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _